معرفی وبلاگ
بسم الله الرحمن الرحیم خدایا..... یاریم کن نگاهم... در افق این فضای مجازی... جز برای تو....نبیند و انگشتانم ... جز برای تو ... کلیدی را فشار ندهند... *********************** وقتی به علاوه خدا باشی منهای هر چیزی زندگی می کنی. *********************** میلیون ها زن ایرانی در انقلاب سال 1357 با قدرت هر چه تمام تر پا در صحنه نهادند. حضور زنان در به پیروزی رسیدن انقلاب اسلامی چندین شکل داشت. برخی اخبار را گردآوری یا جزوه هایی را توزیع می کردند، بقیه به فعالان سیاسی مورد حمله یا زخمی ها پناه می دادند، بسیاری فعالانه در خیابان ها به راهپیمایی و تظاهرات می پرداختند، برخی تا آن جا پیش رفتند که در سنگر سازی در برابر نیروهای رژیم طاغوت کمک می کردند و حتی تعدادی از آنان اسلحه به دست گرفتند و به مبارزه پرداختند.
دسته
دوستان
همكاران(سازمان زنان انقلابي)
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 890058
تعداد نوشته ها : 5400
تعداد نظرات : 127


 ...
... ...
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

مُشـــركان كز هر ســـــــلاحي فتنه و شــر ميكُنند ----- از عـبا هنگامه وز عمّـــامه محشـر ميكنند

اين محبت محتسب با دكّـــــــهۀ گـــــــــبران نــكرد ----- كايـن گروه تُحفه با محراب و منبر ميـكنند

يك ســخن كز دل برآيد برلب اينــــقوم نيســــــت  ----- گرچه از بانگ اذان گوش فلك كر ميــكنند

در دل مــــــــــردم هراس كيفر انـــــدازنـــدگــــــــان ----- خود چــرا كمتر هراس از روز كيـفر ميكنند

سـاقيان كوثرند امّا شـــــب از دســــت خــمـــــــار -----پاي خُم هم ميـخزند و مي بساغر ميكنند

در كمين اهــل ايــمــان بــا كمـند كيـــد و كـيـــــــن -----پشت هر سنگي كه ميابند سنگر ميكنند

آنچــــه دين در قرنـــها كافر مســـلــمان كـــرده بود ----- اين حريــفان جمـله را يكروزه كافر ميكنند

چون حقايق مسخ شده دين جز يك افسانه نيست----- كور دل آنانـــكه اين افســانه باور ميكنـنـد

زنـــدگــي را آخــور و آبشـــــخوري داننــــد و بـــس -----وه كه انسان همقطار اسب و استر ميكنند

واي از اين بدخبره عـــطــاران كــــــــه از خبط دماغ -----پشگ را نايب مناب مشگ و عنبر ميكنند

كوره دهها غـــــافلند از كيــــمياكــاران عشــــــــق ----- كز نگاهي سـكۀ قلب مسـين زر ميــكنند

در خرابــــات آي كــاينجا مســـلـــم و گـبر و يهـــود ----- جمله از يـكجُرعه مي باهم برادر ميـكنند

ناز درويشــــــــان و اســــتغناي ايشــــــان كز بشر ----- سرفرو بردند و از افرشته ســر بر ميــكنند

جام جادوئي است بار نــدان كه تا سر ميكشيش -----جان به جانان وصل و دل پيوند دلبر ميكنند

گر تو بي كفش و كُله جَســـتي بكــــوي ميــــكده ----- بي سر و پايان عشقت تاج بر سر ميكنند

آري اســـــتغناي طبـــــع و كيـــــميـــــاي تربيـــــت ----- لعل را همسنگ خـاك و خاكرا زير ميكنند

ســينه صافي كن كه از باران رحمـت چون صــدف ----- دامن دريــــا دلان پُر دُرّ و گـــــوهر ميـكنند

شـــــهريار از پلـــــه هـــــاي عـرش اگــــر بالا روي-----قدسـيان بيني كه شعر حافظ از بر ميكنند  

شهريار


دسته ها : اشعار شهريار
جمعه 1392/12/16
X