معرفی وبلاگ
بسم الله الرحمن الرحیم خدایا..... یاریم کن نگاهم... در افق این فضای مجازی... جز برای تو....نبیند و انگشتانم ... جز برای تو ... کلیدی را فشار ندهند... *********************** وقتی به علاوه خدا باشی منهای هر چیزی زندگی می کنی. *********************** میلیون ها زن ایرانی در انقلاب سال 1357 با قدرت هر چه تمام تر پا در صحنه نهادند. حضور زنان در به پیروزی رسیدن انقلاب اسلامی چندین شکل داشت. برخی اخبار را گردآوری یا جزوه هایی را توزیع می کردند، بقیه به فعالان سیاسی مورد حمله یا زخمی ها پناه می دادند، بسیاری فعالانه در خیابان ها به راهپیمایی و تظاهرات می پرداختند، برخی تا آن جا پیش رفتند که در سنگر سازی در برابر نیروهای رژیم طاغوت کمک می کردند و حتی تعدادی از آنان اسلحه به دست گرفتند و به مبارزه پرداختند.
دسته
دوستان
همكاران(سازمان زنان انقلابي)
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 832376
تعداد نوشته ها : 5400
تعداد نظرات : 127


 ...
... ...
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

من مست مي عشقم هشيار نخواهم شد

وز خواب خوش مستي بيدار نخواهم شد

امروز چنان مستم از بادهٔ دوشينه

تا روز قيامت هم هشيار نخواهم شد

تا هست ز نيك و بد در كيسهٔ من نقدي

در كوي جوانمردان عيار نخواهم شد

آن رفت كه مي‌رفتم در صومعه هر باري

جز بر در ميخانه اين بار نخواهم شد

از توبه و قرايي بيزار شدم، ليكن

از رندي و قلاشي بيزار نخواهم شد

از دوست به هر خشمي آزرده نخواهم گشت

وز يار به هر زخمي افگار نخواهم شد

چون يار من او باشد، بي‌يار نخواهم ماند

چون غم خورم او باشد غم‌خوار نخواهم شد

تا دلبرم او باشد دل بر دگري ننهم

تا غم خورم او باشد غمخوار نخواهم شد

چون ساختهٔ دردم در حلقه نيارامم

چون سوختهٔ عشقم در نار نخواهم شد

تا هست عراقي را در درگه او باري

بر درگه اين و آن بسيار نخواهم شد

دسته ها : عشق
يکشنبه 1393/1/10

اي عشق مددكن كه به يارم برسم

                                                   در محضر دردانه  نگارم  برسم

گرقسمت من بودن با دوست بود

                                                  برگوكه اگر نيست به كارم برسم

دسته ها : عشق
يکشنبه 1393/1/10

وقتشه بيرون بره ،غصه ها ازاين دل من     
 ديگه من نميذارم ،تاريك باشه منزل من

 

ديگه تنها نيستم و يه يار مهربون دارم     

   ديگه خاموش نميشه،چراغ اين محفل من

 

دسته ها : عشق
يکشنبه 1393/1/10

 
      من كه عاشق توبودم چرا باورم نكـــــردي؟  
    فكرميكردم كه هميشه واسه من مرهـم دردي
      
      بعد تو تنهايي سخته واسه اين دل بيچــــاره     
  رفتي و من وگذاشتي توي كوچـــه ها آواره
     
      آخرش يه روزميفهمي كه چقدعاشقت هستم     
   يادگاري هاي نازت همگي مونده رودستــم
     
     توي كوچه ها مي رفتم زيراون نم نم بارون   
    توروديدم باعزيزت خوشحالوشادابوخـندون
     
     ميدوني آتيش گرفتم وقتي ان رو باتوديــــدم     
   ديگه يك گوشه نشستـم ازهمه دنيا بــــريدم
دسته ها : عشق
يکشنبه 1393/1/10
               

        اجازه يار مـهربون ميذاري  عاشــقت باشـم؟

 

       تويه فصول زنــدگي شمع دقايقــــت باشـــم؟

 

 

       ميذاري پابه پات بيام تولحظه هاي بي كسي؟

 

       سعـــي ميكنم تا بتونم هميشـــه لايقت باشـــم

 

 

       بـــگو تو يار مهربون كنـــار ساحـــل دلــت

 

       چقــدر بايد منتظـــر ديدن قايــــقت باشــــــم؟

 

 

       اجــــازه يار مهربون ميشه كنارم بمونــــي؟

 

       تاپاي جون سعي ميكنم همدم صادقت باشــــم

دسته ها : عشق
يکشنبه 1393/1/10

   شوريده حال ازكوچه ي ماتم گذشتم

 

   باكوله باري پر ز دردو غم گذشتـم

 

 

  تنهاي تنها بادوچشماني پـر ازاشك

 

  ازايـن ديـار بي كسي كم كم گذشتـم

 

دسته ها : عشق
يکشنبه 1393/1/10
زان دم كه شديم آشناي غم تو

بيگانه زخويشم از جفاي غم تو

با عشق تو عهد ما چو محكم بودست

كرديم جهان و جان فداي غم تو 

دسته ها : عشق
جمعه 1393/1/8
سكوت مي كنم و عشق ، در دلم جاري است
كه اين شگفت ترين نوع خويشتن داري است
تمام روز ، اگر بي تفاوتم ؛ اما
شبم قرين شكنجه ، دچار بيداري است
رها كن آنچه شنيدي و ديده اي ، هر چيز
به جز من و تو و عشق من و تو ، تكراري است
مرا ببخش ! بدي كرده ام به تو، گاهي
كمال عشق ، جنون است و ديگرآزاري است
مرا ببخش اگر لحظه هايم آبي نيست
ببخش اگر نفسم ، سرد و زرد و زنگاري است
بهشت من ! به نسيم تبسمي درياب
جهانِ جهنم ما را ، كه غرق بيزاري است حسين منزوي
دسته ها : عشق
جمعه 1392/12/16
از غم خبري نبود اگر عشق نبود 
دل بود ولي چه سود اگر عشق نبود ؟
بي رنگ تر از نقطۀ موهومي بود 
اين دايرۀ كبود ، اگر عشق نبود 
از آينه ها غبار خاموشي را 
عكس چه كسي زدود اگر عشق نبود ؟
در سينۀ هر سنگ دلي در تپش است 
از اين همه دل چه سود اگر عشق نبود ؟
بي عشق دلم جز گرهي كور چه بود ؟
دل چشم نمي گشود اگر عشق نبود 
از دست تو در اين همه سرگرداني
تكليف دلم چه بود اگر عشق نبود ؟ قيصر امين پور
دسته ها : عشق
جمعه 1392/12/16
 

سلامتي اون دختري كه


وقتي فهميد عشقش پول نداره گفت:


♥ دوست دارم پياده راه بريم 

دسته ها : عشق
جمعه 1392/12/16
فاجعــــه يعنى…
آنقدر در تو غــرق شـــده ام
كه از تلاقـــى نگاهـــم باديگرى احســـاس خيانــت ميـــكنم!!
عشـــق يعنى همين…
دسته ها : عشق
جمعه 1392/12/16
زل زده بود به خاك شلمچه
گفت:شلمچه؟
اگه عروسكمو بهت بدم
بابامو بهم ميدي؟
دسته ها : عشق
پنج شنبه 1392/12/15

تو به من خنديدي و نمي دانستي 
من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم 
باغبان از پي من تند دويد 
سيب را دست تو ديد 

غضب آلود به من كرد نگاه 
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك 
و تو رفتي و هنوز  
سالهاست كه در گوش من آرام آرام 
خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد آزارم 
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم 
كه چرا باغچه كوچك ما سيب نداشت

حميد مصدق ( خرداد ۱۳۴۳)

 

من به تو خنديدم 
چون كه مي دانستم
تو به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدي 
پدرم از پي تو تند دويد 
و نمي دانستي باغبان باغچه همسايه 
پدر پير من است
من به تو خنديدم 
تا كه با خنده تو پاسخ
عشق تو را خالصانه بدهم 
بغض چشمان تو ليك لرزه انداخت به دستان من و 
سيب دندان زده از دست من افتاد به خاك 
دل من گفت: برو 
چون نمي خواست به خاطر بسپارد
گريه تلخ تو را…. 
و من رفتم و هنوز سالهاست كه در ذهن من آرام آرام 
حيرت و بغض تو تكرار كنان 
مي دهد آزارم 
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم 
كه چه مي شد اگر باغچه خانه ما سيب نداشت

فروغ فرخزاد

  

او به تو خنديد و تو نمي دانستي  
اين كه او مي داند  
تو به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدي  
از پي ات تند دويدم  
سيب را دست دختركم من ديدم  
غضبآلود نگاهت كردم  
بر دلت بغض دويد  
بغض ِ چشمت را ديد  
دل و دستش لرزيد  
سيب دندان زده از دست ِ دل افتاد به خاك  
و در آن دم فهميدم  
آنچه تو دزديدي سيب نبود  
دل ِ دُردانه من بود كه افتاد به خاك  
ناگهان رفت و هنوز  
سال هاست كه در چشم من آرام آرام  
هجر تلخ دل و دلدار تكرار كنان  
مي دهد آزارم  
چهره زرد و حزين ِ دختر ِ من هر دم   
مي دهد دشنامم  
كاش آنروز در آن باغ نبودم هرگز  
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم  
كه خداي عالم  
ز چه رو در همه باغچه ها سيب نكاشت؟

مسعود قليمرادي

 

دخترك خنديد و  
پسرك ماتش برد  
كه به چه دلهره از باغچه ي همسايه، سيب را دزديده  
باغبان از پي او تند دويد  
به خيالش مي خواست  
حرمت باغچه و دختر كم سالش را 
از پسر پس گيرد 
غضب آلود به او غيظي كرد 
اين وسط من بودم  
سيب دندان زده اي كه روي خاك افتادم  
من كه پيغمبر عشقي معصوم  
بين دستان پر از دلهره ي يك
عاشق  
و لب و دندان ِ  
تشنه ي كشف و پر از پرسش دختر بودم  
و به خاك افتادم  
چون رسولي ناكام  
هر دو را بغض ربود  
دخترك رفت ولي زير لب اين را مي گفت 
او يقيناً پي معشوق خودش مي آيد  
پسرك ماند ولي روي لبش زمزمه بود   
مطمئناً كه پشيمان شده بر مي گردد  
سالهاست كه پوسيده ام آرام آرام  
عشق قرباني مظلوم
غرور است هنوز   
جسم من تجزيه شد ساده ولي ذرّاتم  
همه انديشه كنان غرق در اين پندارند  
اين
جدايي به خدا رابطه با سيب نداشت 

جواد نوروزي

دسته ها : عشق
چهارشنبه 1392/12/14

تا يادت ميكنم باران مي آيد....

نمي دانستم لمس خيالت هم وضو مي خواهد.....


  

دسته ها : عشق
سه شنبه 1392/12/13

دلم مي گيرد !..

وقتي ..

مي نويسم فقط براي تو ..

ولي ..

همه مي خوانند الا تو …!!!

دسته ها : عشق
سه شنبه 1392/12/13

خدايا...

از تمام دنياي به اين بزرگيت٬فقط "يك نفر"ميخوام....

خيلي زياده؟

دسته ها : عشق
سه شنبه 1392/12/13

عــــزيـــزم آهـنگ صـــدايت  زيبـــا تــريـن تـــرانــه زنـدگيــــــــم است

دسته ها : عشق
دوشنبه 1392/12/12
دست از پا خطا كني تعويض ميشوي

همين حوالي كسي شبيه توست !!!!

اين است پيام عشق هاي امروزي...

دسته ها : عشق
يکشنبه 1392/12/4

 خدا " تو " را كه مي آفريد


 حواسش


 پرت آرزو هاي من بود !


 شدي همان آرزوي من ...!

دسته ها : عشق
يکشنبه 1392/12/4

مجنون در عشق ليلي مي‌سوخت. دوستان و آشنايان نادان او كه از عشق چيزي نمي‌دانستند گفتند ليلي خيلي زيبا نيست. در شهر ما دختران زيباتر از و زيادند، دختراني مانند ماه، تو چرا اينقدر ناز ليلي را مي‌كشي؟ بيا و از اين دختران زيبا يكي را انتخاب كن. 

مجنون گفت: صورت و بدن ليلي مانند كوزه است، من از اين كوزه شراب زيبايي مي‌نوشم. خدا از اين صورت به من شراب مست كنندة زيبايي مي‌دهد.شما به ظاهر كوزة دل نگاه مي‌كنيد. كوزه مهم نيست، شراب كوزه مهم است كه مست كننده است. 

خداوند از كوزة ليلي به شما سركه داد، اما به من شراب داد. شما عاشق نيستيد. خداوند از يك كوزه به يكي زهر مي‌دهد به ديگري شراب و عسل. شما كوزة صورت را مي‌بينيد و آن شراب ناب با چشم ناپاك شما ديده نمي‌شود. مانند دريا كه براي مرغ‌ آبي مثل خانه است...

دسته ها : عشق
يکشنبه 1392/12/4

 زمين كَج است…!


اما
من
هنوز هم
خوش رقصي مي كنم


به سازِ تو…!

دسته ها : عشق
شنبه 1392/12/3

اولين روز باراني را به خاطر داري؟
غافلگير شديم چتر نداشتيم
خنديديم دويديم و به شالاپ شلوپ هاي گل آلود عشق ورزيديم
دومين روز باراني چطور؟
پيش بيني اش را كرده بودي
چتر آورده بودي و من غافلگير شدم
سعي مي كردي من خيس نشوم و
شانه سمت چپ تو كاملا خيس بود
و سومين روز چطور؟
گفتي سرت درد مي كند و حوصله نداري سرما بخوري
چتر را كامل بالاي سر خودت گرفتي
و شانه راست من كاملا خيس شد .
چند روز پيش را چطور؟
به خاطر داري؟
با يك چتر اضافه آمدي
و مجبور بوديم براي اينكه پين هاي چتر توي چش و چالمان نرود
دو قدم از هم دورتر راه برويم . . .
فردا ديگر براي قدم زدن نمي آيم
تنها برو . ..



دسته ها : عشق
شنبه 1392/12/3


 

ديوانگي بد نيست

هوس كرده ام

چنان گيج شوم از تو

چنان مست شوي از من

كه زمين سرگيجه بگيرد

و سالي سيصد و شصت و شش دور بگردد

يك روز اضافه تر دور ِ تو

براي يك بار هم كه شده

دسته ها : عشق
شنبه 1392/12/3
واژه هايي كه عاشقانه مي شوند....و يكي مي خواند و چه دردآور است....عاشقانه هايي كه مي نويسي جزاو....همه را به ياد عشقشان بيندازد....و تو....همچنان بنويسي بدون اينكه در ياد كسي باشي....
دسته ها : عشق
جمعه 1392/12/2
بي وفا!!ايـن روزهـا نـه مـجـالـيبـراي دلـتـنـگـي دارمو نـه حـوصـلـه ات را..ولـي بـا ايـن هـمـه،گـاه گـاهـي دلـم هـواي تـو را ميكند…
دسته ها : عشق
جمعه 1392/12/2
گاهي اوقات بايد خدا رو شكر كني يا اصلا بغلش كني ببوسيش كه به چيزي كه يه روزي ميخواستي نرسيدي …
دسته ها : عشق
جمعه 1392/12/2

آن را زندگي نمي نامم ؛

تمام لحظاتي كه بدون ياد تو طي مي شوند ...

 

 

دسته ها : عشق
جمعه 1392/12/2
تمام غصه ها دقيقا از همان جايي آغاز مي شوند كه ترازو بر مي داري مي افتي به جان دوست داشتنت .
اندازه مي گيري !
حساب و كتاب مي كني !
مقايسه مي كني !
و خدا نكند حساب و كتابت برسد به آنجا كه زيادتر دوستش داشته اي ،
كه زيادتر دل داده اي ،
كه زيادتر گذشته اي ،
كه زيادتر بخشيده اي ،
به قدر يك ذره ،
يك نقطه ،
يك ثانيه حتي !
درست از همانجاست كه توقع آغاز مي شود
و توقع آغاز همه ي رنج هايي است كه به نام عشق مي بريم ...
دسته ها : عشق
جمعه 1392/12/2

مات و مبهوت تنها معماي خلقتم ....

مگر مي شود از عشق هم سر بريد؟

دسته ها : عشق
جمعه 1392/12/2
هيچوقت از دوست داشتن انصراف نده ...حتي اگه كسي بهت دروغ گفت ٬ باز بهش فرصت بده ...عشق رو تجربه كن ...حتي اگه توش شكست بخوري ...اينو بدون كه اگ كسي وارد زندگيت شد و گذاشت و رفت ...علاوه بر اينكه خاطره بجا ميذاره ٬ ميتونه يه تجربه هم باشه ...
دسته ها : عشق
پنج شنبه 1392/12/1
اگر روزي داستانم را نقل كردي ،

بگو :بي كس بود ، ولي كسي رو بيكس نكرد.

تنها بود ، ولي كسي رو تنها نذاشت.... 

كوه غم بود ، ولي كسي رو غمگين نكرد.

شايد بد بود ، ولي هيچ وقت بد كسي رو نخواست.

در كل؛ بي وجدان نبود.  

دسته ها : عشق
پنج شنبه 1392/12/1
يه وقتايي ..يه جاهايي ..يه حرفايي ..چنان آتيشت ميزنه...كه دوست داري فرياد بزني ...ولي نميتوني !حتي ديگ نفس كشيدن هم برات سخت ميشه!تمام وجودت ميشه بغضي ك نميتركهبه اين ميگن :" درد بي درمون "
دسته ها : عشق
پنج شنبه 1392/12/1
چند وقتي است هرچه ميگردم،                      هيچ حرفي بهتر از سكوت پيدا نميكنم؛                 نگاهم اما:                                              گاهي حرف ميزند                                      گاهي هق هق...                                     ومن هميشه به دنبال كسي ميگردم؛                  كه بفهمد يك نگاه خستــــه،                          چــــه دارد براي گفتــن.......                         در كنارم نيستي امّا...                              به حجم تمام سكوتي كه درقلبم گذاشته اي به يادت هستم...
دسته ها : عشق
چهارشنبه 1392/11/30
گاهي وقتا... 

يه نفر...باعث مي شه كه حس كني...

چيزي كه تو رو روي زمين نگه داشته...

جاذبه ي زمين نيست...

دسته ها : عشق
چهارشنبه 1392/11/30
...كاشكي ميشد نيمه شبا                          

        با همديگه دعا كنيم

خداي آسمونارو                               

       با يك زبون صدا كنيم

بگيم خداي مهربون                          

            مارو زهم جدا نكن

هرگز به عشق ديگري                                      مارو تو مبتلا نكن.. 

دسته ها : عشق
چهارشنبه 1392/11/30
پسرك...

گاهي دختركِ قصه ات را

بانويِ من صدا كن!

گاهي كه با عجله يا با حرص! 

اسمت را صدا مي زند

آرام بگو:جانم؟

تا ببيني چه آرام و با شرم مي گويد:

جانت بي بلا...

گاهي بي دليل برايش يك جعبه شكلات يا پاستيل بخركنارش بنشين و تماشا كن دخترك را...

كه ذوق مي كند از همان جعبه اي كه باور كن

شيرينش بيشتر بخاطرِ دستانِ توست...

پسرك...بيا يك رازِ دخترانه برايت فاش كنم:

دخترها بيشتر از هر چيز سادگي دوست دارند

يك سادگي پر از شوق هايِ كوچك و رنگي

دسته ها : عشق
چهارشنبه 1392/11/30
شب است...

كلنجار ميروم با خودم

با دلتنگي هايم

با قلب له شده ام

با غرور شكسته ام

سراغش را بگيرم... نگيرم... بگيرم... نگيرم

نزديك صبح است... 

دل را به دريا زدم"

 مشترك مورد نظر در حال مكالمه مي باشد "

دسته ها : عشق
چهارشنبه 1392/11/30
گاهي دلت ميخواد همه بغضهات از توي نگاهت خونده بشن...

 ميدوني كه جسارت گفتن كلمه ها رو نداري...

 اما يه نگاه گنگ تحويل ميگيري يا جمله اي مثل: چيزي شده؟؟!!! 

اونجاست كه بغضت رو با ليوان سكوت سر ميكشي و با لبخندي سرد ميگي: نه،هيچي ... 

دسته ها : عشق
چهارشنبه 1392/11/30
بـه چـشـمـهـايـت بگــو . . .

نـگـاهـم نـڪـنـنـد ...

بـگـو وقـتـے خـيـره ات مـے شـوم

سرشـاטּ بـه ڪـار خـودشـاטּ بـاشـد . . . !

نـه ڪـه فـڪـر ڪـنـے خـجـالـت مـے ڪـشـم هـا . . .

نـه !

حـواسـم نـيـسـت . . . عـاشـقـت مـي شـوم...!!!
دسته ها : عشق
چهارشنبه 1392/11/30
امشب چه شب سختيه

تنها دليلم براي تحمل اين همه روز هاي سخت
ديدن يه روز، فقط يه روز خوبه
يه روزي كه ديگه غمي نباشه

من....
هنوز منتظرم
دسته ها : عشق
چهارشنبه 1392/11/30
چقدر خوبه بعضيا بدونن كه اگه چيزي رو به روشون نمياري ،

از سادگي نيست ...


داري جون مي كـَـني حرمت يه روزايي رو نگه داري


كه اونا يادشون رفته !

دسته ها : عشق
چهارشنبه 1392/11/30
يه وقتايي كه دلت گرفته...بغض داري....

آروم نيستي

دلت براش تنگ شده .....حوصله هيچكس را نداري

به ياد لحظه اي بيوفت كه

اون همه بي قراري ها توديد

اما چشماشا بست ورفت
دسته ها : عشق
چهارشنبه 1392/11/30

خيلي سخته عاشق

كسي باشي كه روحشم

خبر نداشته باشه

اما خيلي شيرينه كه

يواشكي عاشقانه

نگاهش كني

و توي دلت بگي

خيلي دوستت دارم ...!!!

كاش ميدونستي............؟؟؟؟

دسته ها : عشق
چهارشنبه 1392/11/30

ما هم شنيديم٬ ميگن: وقتي يه دختر بخاطر يه پسر اشك ميريزه ،

يعني واقعن دوسش داره…

… اما ….وقتي يه پسر بخاطر يه دختر اشك بريزه ،

يعني ديگه هيچوقت نميتونه كسيو مثل اون دوست داشته باشه

دسته ها : عشق
چهارشنبه 1392/11/30

وقتي داري از كسي كه زندگيشي جدا ميشي

 

نشكنش خردش نكن

 

يادت نره كه روزايي بوده كه اون بخاطر تو خرد شده و

 شكسته

 

در حالي كه تو اصلا متوجه نشدي.

دسته ها : عشق
چهارشنبه 1392/11/30
كسيو سراغ داريد كه:

توي بهار كه زنگ بزنم بدون هيچ دليل ،بگم:

 مياي بريم زير اين رگبار و هواي خوش قدم بزنيم؟

در جوابم فقط بگه: نيم ساعت ديگه كجا باشم.........

توي تابستون كه زنگ بزنم بدون هيچ دليل ،بگم: مياي بريم خيابون تا هر جا شد قدم بزنيم؟... 

در جوابم فقط بگه: ناهار اونجايي كه من ميگم...

توي پاييز زنگ بزنم بدون هيچ دليل ،بگم: 

مياي صداي ناله ي برگاي عفيف اباد رو در بياريم خش خش صدا بدن؟

در جوابم فقط بگه: دوربينتم بيار...

توي زمستون زنگ بزنم بدون هيچ دليل ،بگم: 

چناراي وليعصر منتظرن با يه عالمه برف، بعد با ترديد بپرسم: 

مياي كه؟در جوابم بدون مكث بگه : 

يه جفت دستكش ميارم فقط . يه لنگه من يه لنگه تو...

سر اينكه دستاي گره شدمون توي جيب كي باشه، بعدا تصميم ميگيريم..

دسته ها : عشق
سه شنبه 1392/11/29
عشق همچون چتري مي ماند كه بالاي سر يارت مي گيري

بي آن كه بداند چرا خيس نشد

 يادمان نرود عشق فقط پنج نقطه ندارد

سه نقطه ي ديگر در انتها دارد كه هيچگاه ديده نميشود

و اين گونه است كه عشق، انتها نمي شناسد

عشق...

دسته ها : عشق
سه شنبه 1392/11/29
چقـد اشتـباه ميـكنن اونايي كه ميـگن :

مـَـرد بايد قد بلـند باشه

چشـمُ ابرو مشـكي باشه

ته ريـش داشته باشه

من كه ميـگم :

مـَـرد بايد با وجــودِ همـه ي غــرورش ، مهـربون باشه

با وجــودِ همـه ي لجـبازياش ، وفـادار باشه

با وجــودِ همـه ي خسـتگياش ، صبـور باشه

با وجــودِ همـه ي سخـتياش ، عاشـق باشه

مـَـرد بايد مـُـحكم باشه

بايد " تكــــيــه گاه " باشه . . .

مرد بايد " مـــــــــــــــرد " باشه ...

دسته ها : عشق
سه شنبه 1392/11/29
به دلتنگي هايم دست نزن

مي شكند بغضم يك وقت!

آنگاه غرق مي شوي

در سيلاب اشكهايي كه

بهانه ي روان شدنش هستي!!

دسته ها : عشق
سه شنبه 1392/11/29
گاهي دلي براي تو دلتنگ مي شود

،گاه رنگها براي تو بيرنگ مي شود .

گاه خاطري به ياد تو خشنود و دلخوش است ،

گاهي لبي براي تو لبخند ميزند 

.گاهي نفس ز سينه نمي آيد از غمت 

،گاهي ز شوق بودنت ، نفسي بند مي شود

دسته ها : عشق
سه شنبه 1392/11/29
X