معرفی وبلاگ
بسم الله الرحمن الرحیم خدایا..... یاریم کن نگاهم... در افق این فضای مجازی... جز برای تو....نبیند و انگشتانم ... جز برای تو ... کلیدی را فشار ندهند... *********************** وقتی به علاوه خدا باشی منهای هر چیزی زندگی می کنی. *********************** میلیون ها زن ایرانی در انقلاب سال 1357 با قدرت هر چه تمام تر پا در صحنه نهادند. حضور زنان در به پیروزی رسیدن انقلاب اسلامی چندین شکل داشت. برخی اخبار را گردآوری یا جزوه هایی را توزیع می کردند، بقیه به فعالان سیاسی مورد حمله یا زخمی ها پناه می دادند، بسیاری فعالانه در خیابان ها به راهپیمایی و تظاهرات می پرداختند، برخی تا آن جا پیش رفتند که در سنگر سازی در برابر نیروهای رژیم طاغوت کمک می کردند و حتی تعدادی از آنان اسلحه به دست گرفتند و به مبارزه پرداختند.
دسته
دوستان
همكاران(سازمان زنان انقلابي)
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 832492
تعداد نوشته ها : 5400
تعداد نظرات : 127


 ...
... ...
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان


زمين و آسمان اي شيعه در حزن و غم است امشب

همه اوضاع عالم زين مصيبت در هم است امشب
امام پنجمين شد كشته از زهر هشام دون
مدينه غم سرا از اين غم و زين ماتم است امشب
التماس دعا
پنج شنبه 1393/7/10
او در برابر دشمن در كوچه هاي كوفه سر گردان شد و نمي دانست كجا برود تا اينكه رسيد به در خانه زني به نام طوعه كه كنيز اشعث بن قيس بود و او آزاده شده بود و فرزندي به نام بلال داشت مسلم به او سلام كرد و از او طلب آب كرد زن به او آبي داد و از او پرسيد سيراب شدي؟ گفت بله گفت برو به خانه ات و 3 بار تكرار نمود و وقتي ديد مسلم نمي رود گفت خوب نيست مقابل خانه من مي نشيني مسلم فرمود من در اينجا خانه اي ندارم آن زن تا فهميد او مسلم بن عقيل است از او پذيرائي نمود . طولي نكشيد كه پسرش بلال آمد از اينكه مادرش در اتاق ديگري زياد رفت و آمد مي كند مشكوك شد بعد از اصرار ، مادرش گفت مسلم بن عقيل بما پناهنده شده و از او قول گرفت اين راز را مخفي نگهدارد. ابن زياد وقتي ديد اطراف كاخ خالي شد به مسجد رفت و دستور داد كه جار بزنند هر كس به مسجد نيايد خونش مباح است. مسجد پر از جمعيت شد و بعد از نمار گفت خون هر كس كه او را در خانه اش پناه دهد حلال است  و هر كس او را نزد من بياورد جايزه خواهد گرفت و به حصين بن نمير رئيس پاسبانان گفت كوچه ها را ببند و خانه ها را بازرسي كند بلال با واسطه پيش محمد بن اشعث رفت محمد ابن اشعث هم به ابن زياد گفت به همراه ابن زياد گروهي 60 نفري را همراه محمدبن اشعث راهي منزل طوعد نمود مسلم بن عقيل وقتي شيهه اسبان را شنيد جامه جنگ پوشيد و به طوعه گفت تو نيكي خود را به پايان رساندي و بهره و شفاعت خود را از رسول الله انشاء الله گرفتي و من ديشب عمويم حضرت علي را خواب ديدم و فرمودند تو فردا پيش من مي آيي.
چهارشنبه 1393/7/9
ابن الرضا به حجره غريبانه جان سپرد

او شمع جمع بود و چو پروانه جان سپرد

مسموم شد ز زهر جگر سوز اُمّ فضلا

زروي شوق در ره جانانه جان سپرد

چهارشنبه 1393/7/2
مُلك و مَلَك به ناله و افغان و اشك و آه
چون داغدار، حضرت موسى بن جعفرست
خون مى رود ز فرط غم از چشم شيعيان
زيرا كه قلب عالم امكان مكدَّرست

*********

زين ماتمى كه چشم ملايك ز خون، ترست
گويا عزاى صادق آل پيمبرست
يا رب چه روى داده، كزين سوگ جانگداز
خلقى پريش خاطر و دل ها پرآذرست
شهادت امام صادق عليه السلام تسليت باد

**********

لبالب شد ز خون دل اياغ حضرت صادق
دلم چون لاله مى سوزد ز داغ حضرت صادق
چو در خاك مدينه زائرش منزل كند از جان
به هرجا اشك مى گيرد سراغ حضرت صادق
شهادت امام صادق عليه السلام تسليت باد

**********
جمعه 1393/5/31
دلم هواى بقيع دارد و غم صادق
عزا گرفته دل من ز ماتم صادق
دوباره بيرق مشكى به دست دل گيرم
زنم به سينه كه آمد محرم صادق
جمعه 1393/5/31


همان كه غربتش از قبر خاكى ‏اش پيداست
امام صادق شيعه سلاله زهراست
ز بسكه كينه و غربت به هم موافق شد
هدف به تير جسارت امام صادق شد
شهادت امام صادق عليه السلام تسليت باد
جمعه 1393/5/31
شرحي بر زندگاني امام صادق عليه السلام
محل ولادت: مدينه
عمر مبارك:‌ 65 سال
مدت امامت: 34 سال (از سال 114 تا 148)
شهادت: 25 شوال سال 148 هجري قمري
نقش نگين مبارك آن حضرت: الله خالق كل شيء
طاغوت هاي زمان: يزيد بن عبدالملك (نهمين خليفه اموي تا آخرين خليفه اموي) سفاح و منصور دوانيقي
قاتل: منصور دوانيقي خليفه عباسي(لعنة الله عليه)
علت شهادت:‌ مسموميت بواسطه انگور زهرآلود
جمعه 1393/5/31
كوفه امشب التهاب محشر است / كوفه امشب كربلايي ديگر است
جبرئيل آواي غم سر داده است / در فلك شوري دگر افتاده است
تير غصه بر دل زارم نشست / تيغ دشمن فرق مولايم شكست
قلب مجنون سوي صحرا مي رود / حيدر-ع امشب سوي زهرا ميرود .



يکشنبه 1393/4/29

براي روشن شدن محل دقيق شهادت حضرت اميرمؤمنان علي(ع) نگاهي كوتاه به برخي از منابع تشيع و تسنّن ميافكنيم و به زواياي آن واقعه دردناك و تأسف‏بار به نظاره مينشينيم...

محل دقيق شهادت حضرت علي(ع)

محل دقيق شهادت حضرت علي


امامت - محل دقيق شهادت حضرت علي(ع)

نخست به خلاصه داستان شهادت آن حضرت اشاره ميشود و سپس نگاهي به متون برخي از منابع شيعه و اهل سنت خواهيم داشت/
اميرمؤمنان(ع)در سحرگاه شب نوزدهم ماه رمضان سال چهلم هجرت، طبق معمول براي اقامه نماز جماعت صبح از خانه به مسجد كوفه روانه شد. آن شب باز كردن درِ خانه كه از چوب خرما بود براي آن حضرت دشوار گرديد، آن بزرگوار در را از جاي بيرون آورد و كنار گذاشت و اين شعر را خواند:
اُشْدُدُ حَياز يَمكَ لِلْمَوْتِ فَاِنَّ الْمَوْتَ لاقيكاوَ لا تَجْزَعْ مِنَ الْمَوْتِ اِذا حَلَّ بِواديكا
كمربندو سينه خود را براي مرگ ببند، زيرا مرگ تو را ديدار خواهد كرد، و از مرگ اندوهناك مباش و بي تابي مكن در وقتي كه در خانه تو فرود ميآيد.
آن گاهبه سوي مسجد حركت كرد. اول دو ركعت نماز خواند و سپس بالاي بام رفت تا اذان بگويد. با صداي بلند اذان گفت كه صدايش به گوش تمام ساكنان كوفه ميرسيد، سپس از بام پايين آمد و به محراب رفت و مشغول نماز نافله صبح شد، وقتي كه خواست سر از سجده اولِ ركعتِ اول بردارد، در آن تاريكي، ابن ملجم آن چنان شمشير بر فرق مقدس آن حضرت زد، كه فرق سر آن بزرگوار تا نزديكي پيشاني شكافته شد. امام علي(ع) در اين هنگام گفت: «بِسْمِ الله وَ بِالله وَ عَلي مِلَِّْ رَسُول الله فُزْتُ وَ رَبِّ الْكَعْبه، به نام خداي و براي خدا و بر دين رسول خدا، به خداي كعبه سوگند رستگار شدم». سپس مقداري از خاك محراب را برداشت و روي زخم سرش پاشيد و اين آيه را خواند: (مِنْها خَلَقْناكُمْ وَ فِيها نُعيدُكُمْ وَ مِنْها نُخْرِجُكُمْ تارًَْ اُخْري)، ما شما را از خاك آفريديم و در آن باز ميگردانيم و از آن نيز بار ديگر شما را بيرون ميآوريم/
در اين لحظه جبرئيل بين زمين و آسمان فرياد زد: «تَهَدَّمَتْ وَ الله اَرْككانُ الْهُدي، وَانْطَمَسَتْ اَعْلامُ التُّقي وَانْفَصَمَتْ الْعُرْوَِْ الْوُثْقي، قُتِلَ ابْنُ عَمِّ الْمُصْطَفي، قُتِلَ عَلِيُّ الْمُرْتَضي، قَتَلَهُ اَشْقَي الاْ َشْقيأِ»، سوگند به خدااستوانه‏هاي هدايت، ويران شد، و نشانه‏هاي بزرگ تقوي تاريك گرديد، و دستگيره محكم ايمان شكسته شد، پسر عموي مصطفي(ص) كشته شد، علي مرتضي كشته شد، او را شقيترين اشقيا كشت.{1}
و اما مكان و زمان شهادت در برخي از منابع شيعي و اهل سنت:
1.مرحوم علامه مجلسي؛ با نقل حديثي از امام علي بن موسي الرضا(ع) مينويسد: هنگامي كه ابن ملجم - لعنْ الله عليه - بر سر مبارك علي(ع) ضربت شمشير را ميخواست وارد سازد با خود همدستي داشت كه ضربت او به ديوار برخورد كرد اما ابن‏ملجم در حالي كه علي(ع) در سجده بود، ضربتي بر فرق مبارك آن حضرت وارد ساخت.{2}
2. سيد بن طاووس در كتاب «مصباح الزائر» در ضمن نقل زيارت جامعه ائمه المؤمنين(ع) به نقل از ائمه معصومين(عليهم السلام) مينويسد: «و انتم بين صريع في المحراب قد فلق السيف هامته»;{3} و بعضي از شما اهل بيت(عليهم السلام) در محراب عبادت به زمين افتاده در حالي كه شمشير زهرآلودفرق مباركش را شكافته است. و اين دليل ديگري است كه امير مؤمنان علي(ع) درمحراب عبادت به شهادت رسيده است/
3. «ابن قتيبه دينوري» از مورخين شهير اهل سنت در كتاب معروف الامامْ و السياسْ، حادثه شهادت اميرمؤمنان علي(ع) را چنين گزارش كرده است: در صبح روز جمعه كه ده روز از ماه رمضان، در سال چهلم هجرت باقي مانده بود، علي(ع) از منزل خود براي اقامه نماز واردمسجد شد و هنگامي كه در محراب عبادت نماز را شروع كرد ابن‏ملجم بر او حملهكرد و در حالي كه گفت: الحكم لله لا لك يا علي! با ضرتب شمشير فرق مبارك علي را شكافت و علي(ع) گفت: «فزت و رب الكعبه».{4}
4. دانشمند معروف اهل تسنن «سبط بن جوزي» مينويسد: هنگامي كه حضرت علي(ع) در محراب عبادت قرار گرفت چند نفر به او حمله‏ور شدند و ابن‏ملجم ضربتي بر آن حضرت فرود آورد و بلافاصله با همراهانش گريختند.{5}
5. محمد بن جرير طبري در تاريخ خود كيفيت شهادت امام علي(ع) را به نقل از محمد حنفيه{6} چنين گزارش كرده است: آن شب من در مسجد بودم و عده‏اي ديگر نيز در مسجد بيتوته كرده و مشغول عبادت بودند. نزديك صبح امير مؤمنان علي(ع) وارد مسجد شد و با صداي بلند فرمود: ايُّها الناس، الصلاْ، الصلاْ متوجه نشدم كه آيا آن حضرت بعد از عبور از درگاه مسجد اين كلمات را گفت يا قبل از آن. ناگهان چشمم به برق شمشيري افتاد و در آن لحظه شنيدم كه يكي ميگفت: الحكم لله يا علي لا لك و لا لاصحابك، شمشيري را ديدم و بار دوم همان ضربت بر امام(ع) وارد آمد. علي(ع) فرمود: نگذاريد مرد قاتل فرار كند جمعيت حاضر در مسجد ضارب را احاطهكردند.{7}
6. «ابوالحسن مسعودي» مورخ نامدار اهل سنت در قرن سوم هجري نيز در مروج الذهب مينويسد: ابن ملجم با همدستان خود در مقابل دري كه علي از آن جا وارد مسجد ميشد مخفي شدند، علي(ع) هر روز هنگام اذان صبح ميآمد و مردم را براي نماز بيدار ميكرد ابن ملجم بر اشعث كه در مسجد بود گذر كرد و اشعث به او گفت: صبح تو را رسوا كرد. حجر بن عدي كه اين سخن را شنيد گفت: اي اعور! او را به كشتن دادي خدا تو را بكشد. در اين لحظه علي(ع) وارد مسجدشده و ندا ميداد: اي مردم براي نماز آماده شويد. ابن‏ملجم و يارانش به او حمله كرده و ميگفتند: «الحكم لله لا لك»، ابن ملجم با شمشير ضربتي بر پيشاني آن حضرت زد.{8}
7. سيد نعمت الله جزايري از محدثين قرن دوازدهم هجري در كتاب قصص الانبيأ خود روايتي را از پيامبر اكرم(ص) نقل ميكند كه دلالت روشني بر شهادت علي(ع) در محراب عبادت دارد. او ميگويد: روزي رسول الله(ص) به علي(ع) فرمود: «يا علي صبر تو چگونه خواهد بود آن روزي كه فرق تو شكافته شده و محاسنت از خون سرت رنگين شود در حالي كه تو در محراب عبادتسجده كرده‏اي؟! علي(ع) فرمود: يا رسول الله! آن جا مقام شكر است نه مقام صبر.{9}
از متون تاريخي فوق كه از منابع معتبر اهل سنت و شيعه ميباشند چنين برميآيد كه محل شهادت علي(ع) محراب عبادت و در حال نماز در مسجد كوفه بوده است/
[1].فروغ ولايت، ص 697؛ منتهي الاَّمال، ج 1، ص 174؛ انوار البهيه، ص 61/
[2].بحارالانوار، ج 42، ص 5 - 2 - 6 - 2/
[3].بحارالانوار، ج 99، ص 165/
[4].الامامْ و السياسْ، ج 1، ص 160/
[5].تذكرْ الخواص، ص 177/
[6].تاريخ طبري، ج 3، ص 157/
[7].اين شخص در ساير منابع محمد حنيف ثبت شده و ظاهراً غير از محمد حنفيه فرزند آن حضرت ميباشد/
[8].مروج الذهب، ج 2، ص 412/
[9].القصص الجزائري، ص 351/
شنبه 1393/4/28
 حضرت خديجه (س) شخصيتي‌ بزرگواري است كه 25 سال در بحرانيترين دوران صدر اسلام در كنار پيامبر بود،
ايشان بانويي بسيار شريف، ثروتمند، با آبرو و احترام و عزت در جامعه عرب جاهلي بوده است.
از زماني كه ايشان متوجه شخصيت پيامبر اكرم ميشوند شيفته اين وجود مبارك ميشوند كه اين خود نشانه باز و روشن بودن قلب و ضمير حضرت خديجه (س) است است كه جذب رسول‌الله مي‌شوند 
دوشنبه 1393/4/16
حضرت امام موسى كاظم(عليه السلام) عابدترين و زاهدترين، فقيه ترين، سخى ترين و كريمترين مردم زمان خود بود، هر گاه دو سوم از شب مى گذشت نمازهاى نافله را به جا مى آورد و تا سپيده صبح به نماز خواندن ادامه مى داد و هنگامى كه وقت نماز صبح فرا مى رسيد، بعد از نماز شروع به دعا مى كرد و از ترس خدا آن چنان گريه مى كرد كه تمام محاسن شريفش به اشك آميخته مى شد و هر گاه قرآن مى خواند مردم پيرامونش جمع مى شدند و از صداى خوش او لذّت مى بردند.
شنبه 1393/3/3
ابو الحسن موسى بن جعفر(ع)، امام هفتم از ائمه اثنى عشر عليهم السلام و نهمين معصوم از چهارده معصوم(ع) است . آن حضرت در ابواء(منزلى ميان مكه و مدينه) در روز يكشنبه هفتم صفر سال 128 يا 129 ه.ق. متولد شد. به جهت كثرت زهد و عبادتش معروف به العبد الصالح و به جهت حلم و فرو خوردن خشم و صبر بر مشقات و آلام زمانه مشهور به الكاظم گرديد.
شنبه 1393/3/3
مادر؛ مادري كه اگر چه در كربلا نبود، ولي دلش تا ابد در كربلا ماند و نگاهش بر افق، كه آيا «كاروان عشق» را بازگشتي خواهد بود؟مادري كه دلش براي هميشه در كنار «نهر علقمه»، سوگ نشين فرزندي شد كه نظير نداشت در زيبايي و شجاعت!مادري كه دلش در ميدان «قتلگاه» بود و نگاهش بر آسمان، كه چه وقت، «ماه»، بار ديگر خواهد تابيد!مادري كه يك عمر، دست از «حسين حسين» گفتن بر نداشت و تمام غريبانه‏هايش را، حتي سوگ عزيزانش را با نام حسين عليه‏السلام همراهي كرد!مادري كه «ام البنين عليهاالسلام » بود، ولي آيينه نگاهش از آسمان كربلا، تنها اشكِ خونين ستارگان را چيد؛ آن گاه كه راوي، از عبور نيزه‏ها روايت مي‏كرد!مادري كه حتي كوچه‏هاي «مدينه»، مرثيه‏سراي اندوه سترگ او شدند و به استقامت و صبر او ايمان آوردند!مادري كه «وفا»، اولين درس زندگي و «شجاعت»، عالي‏ترين سرشت همسري‏اش بود و «صحبت»، بالاترين باور مهر پروري‏اشمادري كه براي هميشه، با ناله‏هاي نينوايي، به ياد پسرانش، لالايي سرود و سروده‏هايش را فرات، هر روز، هنگام غروب نجوا مي‏كند!مادري كه بعد از شهادت «عباس عليه‏السلام »، ديگر به ماه نگاه نكرد و آسمان مدينه، نعمت نورافشاني‏اش را از دست داد!مادري كه در كربلا نبود، ولي تا ابد در كربلا ماند و دل از «گودال قتلگاه» نگرفت و فرياد «يا حسين»اش را نه‏تنها در مدينه، كه از صحن مطهر كربلا مي‏توان شنيد! درود خداوند و سلام پاكان، بر روح بلند و وفاداري بي‏نظيرش باد!روح آسماني‏اش، در سايه سار كوثر، شاد، و شفاعت بشكوهش، دستگيرمان باد!
شنبه 1393/1/23
امام صادق عليه السلام فرمود:«رحم الله عمى العباس لقد اثر و ابلى بلاء حسنا... » (1) خدارحمت كند عموى ما عباس را،عجب نيكو امتحان داد،ايثار كرد و حداكثر آزمايش را انجام داد.براى عموى ما عباس مقامى در نزد خداوند است كه تمام شهيدان غبطه مقام او را مى‏برند.)اينقدر جوانمردى،اينقدر خلوص نيت،اينقدر فداكارى! ما تنها از ناحيه پيكر عمل نگاه مى‏كنيم،به روح عمل نگاه نمى‏كنيم تا ببينيم چقدر اهميت دارد.
شنبه 1393/1/23
 محبت بى شائبه ام البنين سلام الله عليه در حق فرزندان رسول خدا صلى الله عليه و آله و فداكاريهاى فرزندان او در راه سيد الشهداء عليه السلام ، در تاريخ بى پاسخ نماند. اهل بيت عصمت و طهارت در احترام و بزرگداشت آنان كوشيدند و از قدردانى نسبت به آنان چيزى فرو گذار نكردند.شهيد كه از فقهاى قله پوى شيعه است ، مى گويد: ام البنين سلام الله عليه از زنان با فضيلت و عارف به حق اهل بيت عليه السلام بود. وى محبتى خالصانه به آنان داشت و خود را وقف دوستى آنان كرده بود. آنان نيز براى او جايگاهى والا و موقعيتى ارزنده قائل بودند. زينب كبرى سلام الله عليه پس از رسيدن به مدينه به محضرش شتافت و شهادت چهار فرزندش را تسليت گفت . چنانكه در اعياد نيز، براى اداى احترام ، به محضرش ‍ مشرف مى شد.رفتن نواده رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله ، شريك نهضت حسينى و قلب طپنده قيام امام حسين عليه السلام يعنى زينب كبرى عليه السلام ، نزد ام البنين سلام الله عليه و تسليت گفتن شهادت فرزندان برومندش ، نشان دهنده منزلت والاى ام البنين سلام الله عليه نزد اهل بيت عليه السلام است .
شنبه 1393/1/23
 ام البنين بر آن بود كه جاى خالى مادر آنها را در زندگى دو سبط پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله دو ريحانه رسول خدا صلى الله عليه و آله و دو سرور جوانان بهشت ، امام حسن و امام حسين عليه السلام ، پر كند؛ مادرى كه در اوج شكوفايى پژمرده شد و آتش به جان فرزندان خردسال خود زد.فرزندان رسول خدا صلى الله عليه و آله در وجود اين بانوى پارسا، مادر خود را مى ديدند، و رنج فقدان مادر را كمتر احساس مى كردند. ام البنين سلام الله عليه ، فرزندان دخت گرامى رسول اكرم صلى الله عليه و آله را بر فرزندان خود كه نمونه هاى والاى كمال بودند مقدم مى داشت و بخش عمده محبت و علاقه خود را متوجه آنان مى كرد.تاريخ جز اين بانوى پاك كسى را به ياد ندارد كه به اصطلاح فرزندان هووى خود را بر فرزندان خويش مقدم بدارد. ليكن ام البنين سلام الله عليه توجه به فرزندان رسول خدا صلى الله عليه و آله را فريضه اى دينى مى شمرد، زيرا خداوند متعال در كتاب خود همگان را به محبت آنان دستور داده (104)،و آنان امانت و ريحانه رسول خدا صلى الله عليه و آله بودند (105). ام البنين با درك عظمت آنان به خدمتشان قيام كرد و در اين راه از بذل آنچه در توان داشت دريغ نورزيد.گويند همان روز كه پاى در خانه مولا عليه السلام گذاشت ، حسنين عليه السلام هر دو مريض بوده و در بستر افتاده بودند. اما عروس تازه ابو طالب عليه السلام به محض آنكه وارد خانه شد خود را به بالين آن دو عزيز عالم وجود رسانيد و همچون مادرى مهربان به دلجويى و پرستارى آنان پرداخت (106). چنانكه گفته مى شود خود نيز پس از چندى به مولا پيشنهاد داد كه به جاى فاطمه ، كه اسم قبلى واصلى وى بوده ، او را ام البنين صدا زند، تا حسنين عليه السلام از ذكر نام اصلى او توسط مولا عليه السلام به ياد مادر خويش ، فاطمه زهرا سلام الله عليه ، نيفتاده و در نتيجه خاطرات تلخ گذشته در ذهنشان تداعى نگردد و رنج بى مادرى آنها را آزار ندهد
شنبه 1393/1/23
پس از آنكه امير المؤ منين على بن ابى طالب عليه السلام به سوگ پاره تن و ريحانه رسول خدا محمد بن عبد الله صلى الله عليه و آله يعنى سرور زنان عالميان حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليه شهيده راه ولايت و امامت نشست ، برادرش عقيل بن ابى طالب عليه السلام را كه آشنا به انساب عرب بود، فرا خواند و از او خواست برايش همسرى از تبار دلاوران برگزيند تا پسر دليرى براى مولا به ارمغان آورد كه سالار شهيدان حسين بن على عليه السلام را در كربلا يارى كند. (101)عقيل ، ام البنين كلابيه عليه السلام را براى حضرت على عليه السلام برگزيد كه قبيله و خاندانش ، بنى كلاب ، در شجاعت بى مانند بودند. (102) بنى كلاب از حيث شجاعت و دلاورى در ميان عرب زبانزد بودند، ولبيد درباره آنان چنين سروده است ما بهترين زادگان عامر بن صعصعه هستم و كسى بر اين ادعا خورده نمى گرفت . الو براء، همبازى نيزه ها (ملاعب الاءسنة )، كه در عرب در شجاعت مانند او را نديده بود، از همين خاندان است . (103)حضرت امير المؤ منين عليه السلام اين انتخاب از پسنديد و عقيل را به خواستگارى نزد پدر ام البنين سلام الله عليه فرستاد. پدر، خشنود از اين وصلت مبارك ، نزد دختر خود شتافت و او نيز با سر بلندى و افتخار پاسخ مثبت داد و پيوندى هميشگى بين وى و مولاى متقيان على بن ابى طالب عليه السلام برقرار شد. امام عليه السلام در همسر عقلى سترگ ، ايمانى استوار، آدابى والا و صفاتى نيكو مشاهده كرد و او را گرامى مى داشت و از صميم قلب در حفظ حرمت او كوشيد.
شنبه 1393/1/23
معصومه (س) ضربت بالاي ارادت به ولايت است،معصومه، قصه بلند مدينه تا مشهد استوفات فاطمه ي معصومه (س) تسليت باد.

..معصومه (س) تفسير معصوميت است كه روزگاري در مدينه طلوع كرد،معصومه اقامت غربت است در روزگار غربت نگاه ها،معصومه تفسير بلند تبعيت است از ولايت.

..خوب ميدانم كه روز وفات تو، روزتاريكي براي سرزمين قمبوده است، آسمانش، دل به هواي تو بسته بود و خاكش،به شوق قدم هاي تو نفس ميكشيد؛ اما ناگهان موج حزن و اندوه،در همه شهر جاري شد.وفات فاطمه ي معصومه (س) تسليت باد...

يکشنبه 1392/11/20
ولادت آن حضرت در روز اول ذيقعده سال ١٧٣ هجرى قمرى در مدينه منوره واقع شده است. ديرى نپاييد كه در همان سنين كودكى مواجه با مصيبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربيت برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا (ع) قرارگرفت. در سال ٢٠٠ هجرى قمرى در پى اصرار و تهديد مأمون عباسى سفر تبعيد گونه حضرت رضا (ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون اين كه كسى از بستگان و اهل بيت خود را همراه ببرند راهى خراسان شدند. يك سال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه (س) به شوق ديدار برادر و اداي رسالت زينبي و پيام ولايت به همراه عده اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حركت كرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد. 
يکشنبه 1392/11/20
X