معرفی وبلاگ
بسم الله الرحمن الرحیم خدایا..... یاریم کن نگاهم... در افق این فضای مجازی... جز برای تو....نبیند و انگشتانم ... جز برای تو ... کلیدی را فشار ندهند... *********************** وقتی به علاوه خدا باشی منهای هر چیزی زندگی می کنی. *********************** میلیون ها زن ایرانی در انقلاب سال 1357 با قدرت هر چه تمام تر پا در صحنه نهادند. حضور زنان در به پیروزی رسیدن انقلاب اسلامی چندین شکل داشت. برخی اخبار را گردآوری یا جزوه هایی را توزیع می کردند، بقیه به فعالان سیاسی مورد حمله یا زخمی ها پناه می دادند، بسیاری فعالانه در خیابان ها به راهپیمایی و تظاهرات می پرداختند، برخی تا آن جا پیش رفتند که در سنگر سازی در برابر نیروهای رژیم طاغوت کمک می کردند و حتی تعدادی از آنان اسلحه به دست گرفتند و به مبارزه پرداختند.
دسته
دوستان
همكاران(سازمان زنان انقلابي)
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 832401
تعداد نوشته ها : 5400
تعداد نظرات : 127


 ...
... ...
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

 

بر آنچه گذشت ،
آنچه شکست ،
آنچه نشد ...
حسرت نخور ؛
زندگی اگر آسان بود با گریه آغاز نمیشد....!

دسته ها : دلنوشته ها
چهارشنبه 1393/10/24
دسته ها : دلنوشته ها
سه شنبه 1393/10/23

همیشه از فاصله ها گله مندیم
شاید یادمان رفته که در مشق های کودکیمان
گاه برای فهمدین کلمات فاصله هم لازم بود.
دسته ها : دلنوشته ها
جمعه 1393/10/19

دلم کاره دست است

تارش از سکوت

پودش از تنهایی


همین است که نمی شکند....

دسته ها : دلنوشته ها
پنج شنبه 1393/10/18
دسته ها : دلنوشته ها
پنج شنبه 1393/10/18
http://upcity.ir/images2/51735098654547111321.gifاما.....وقتی یک پسر بخاطر یک دختر اشک بریزه
یعنی دیگه هیچوقت نمی تونه کسی رو مثل اون
دوست داشته باشهhttp://upcity.ir/images2/51735098654547111321.gif
دسته ها : دلنوشته ها
سه شنبه 1393/10/9

به دوش کشیدن حرفهای نگفته؛ یعنی مرگ تدریجی
و شاید دیوانگی!
به سان دیوانه ای که نه می خندد به خوشی ها!
و نه گریه می کند برای درد!
و فقط نگاهی خشک به آسمان می کند
انگار سوالی بی معنی را جوابی بی معنا تر می دهد
و من،،
نمی دانم که در آن لحظه چه در دل خدا می گذرد

دسته ها : دلنوشته ها
سه شنبه 1393/10/9

گاهی وقتا
انقدر از زندگی
خسته میشم که
دلم میخواهد
قبل از خواب
ساعت را روی
"
هیچوقت"
کوک کنم

دسته ها : دلنوشته ها
سه شنبه 1393/10/9

دلم گرفته است یا دلگیرم یا شاید هم دلم گیر است

 نمی دانم

اصلاً هیچ وقت فرق بین اینها را نفهمیدم

فقط می دانم دلم یک جوری می شود

(گیر می شود , می گیرد , گیر چیزی می شود)

جوری که مثل همیشه نیست

دلم که اینطور می شود , غصه ها ی خودم که هیچ غصه ی همه ی دنیا می شود غصه ی من

دلم هوای باران می کندو تو که .........

دسته ها : دلنوشته ها
سه شنبه 1393/10/9

 پر از اشڪم

ولیـ میخندم

بـہ قول فروغ ڪـــــہ میگفت :

شهامت میخواهد ڪـــــہ سرد باشیـ و گرم بخندیـ

دسته ها : دلنوشته ها
سه شنبه 1393/10/9
ﺍﺷک ﻫﺎ ﻗﻄـﺮﻩ ﻧیﺴﺘﻨـﺪ !
ﺑﻠکﻪ کﻠﻤـﺎﺗﻰ ﻫﺴﺘﻨـﺪ کﻪ ﻣﻰ ﺍﻓﺘﻨـﺪ ....
ﻓﻘﻂ ﺑﺨﺎﻃـﺮ ﺍیﻨکﻪ :
ﭘیـﺪﺍ ﻧـﻤیکﻨﻨﺪ کﺴﻰ ﺭﺍکﻪ ﻣﻌﻨــﻰ ﺍیﻦ
کﻠﻤـﺎﺕ ﺭﺍ ﺑــﻔﻬﻤـﺪ
دسته ها : دلنوشته ها
سه شنبه 1393/10/9

گوش می دهی مخاطب خاص من؟!

دلتنگی هایم را به همه شکل برایت بازگو کرده ام؛ 

با ناله هایم؛ با قلب دردمندم؛ با اشکم...

نگرانی و دوست داشتنم را به همه گونه برایت بازگو کرده ام؛

با قلبم؛ با زبانم؛ با نوشته هایم؛ با نگاهم...

ولی تو در مقابل همه این ها گفتی:

"  فکر نکن بهش؛ فوقش نمیشه دیگه  "

چه بی رحماانه و بی پروا و بی خیال این را بازگو کردی...!!!!


بعد از این همه دلتنگی هایم؛ دوستت دارم هایم؛ و اشکهایم را در خلوت خود و خدا بازگو میکنم

در خلوت شب. آنگاه که همه غافل از اطراف و در خوابند حتی تو...


با وجود همه ممنوعیت ها برایم باز هم ؛ اشک خواهم ریخت برای دل:

بزرگ اما کوچکم

صبور اما نا آرامم

بی خیال اما نگرانم

محکم اما ضعیفم...


دیگر حتی نزدیکترین کسانم نخواهند دید اشکهایم را 

نخواهند دید ناله هایم را

جز خدا....


گوش کن... من تو را بیشتر از آنچه که تصور می کنی شناختمت

و می دانم نیازت به عشق و دوست داشته شدن را کسی برایت نمی تواند برآورده کند ولی تو هم اکنون نمی بینی و نمی شنوی

سرت؛ اطرافت شلوغ است؛ روزی میرسد که فارغ خواهی شد از شلوغی ها؛ آن روز متوجه خواهی شد جایکسی در جانت خالی است ؛ دلت تنگ کسی هستی ؛ دلتنگ نگاهی هستی از جنس غیر آدم ها؛ دلت هوای دوستت دارم های خاصی را میکند؛ دلت تنگ است برای صدایی...

به یاد خواهی آورد روزهای گذشته را ؛ آه خواهی کشید به خاطر این دوری؛ به خاطر آن روزهایی که بی پروا و بی خیال گفتی "  فوقش نمیشه دیگه"

آنگاه به خود خواهی گفت: کاش کنارم بود؛ کاش کنارش بودم؛ کاش تک تک دوستت دارم هایم را هضم کرده و پاسخ  داده بودم..


آنجاست که اشک هایت سرازیر می شود و رو به خدا خواهی گفت :

برای لحظه ایی هم شده او را در کنارم داشته باشم!

دسته ها : دلنوشته ها
شنبه 1393/10/6
تنهايي را دوست دارم زيرا تجربه كردم
تنهايي را دوست دارم زيرا كه خداوند هم تنهاست
تنهايي را دوست دارم زيرا انتظار كشيدنم را پنهان خواهد كرد . . .
دسته ها : دلنوشته ها
يکشنبه 1393/6/2

*مگه اشك چقدر وزن داره…؟ *

*كه با جاري شدنش ، اينقدر سبك مي شيم…*

دسته ها : دلنوشته ها
يکشنبه 1393/6/2

اس ام اس


خدايا!!

 اين بند دل آدم كجاست؟

 كه گاهي با

 يك اسم

 يا حضور يك نفر

 و يا با يك لبخند "پاره" ميشود..

دسته ها : دلنوشته ها
چهارشنبه 1393/5/29

اس ام اس

نميخواستم نبودنت

از شمارش انگشتانم بيشتر شود

اما اين روزها...

كاري از دستانم بر نمي آيد....!

دسته ها : دلنوشته ها
چهارشنبه 1393/5/29
قـرارمـآن ايـن نــبود ...!
قـرار بـود دنيــآ بــآشد ..عـِشق بـآشد ...تــو بــآشے مـن بــآشمـ ...
حـآل
دنيــآ هـستْ ...عـشقْ هـست ... تــو هـستـے ...
امـآ
مـن بـے رحمــآنه از ايـن ليـست خـــط خــورده امـ
دسته ها : دلنوشته ها
چهارشنبه 1393/5/29

اس ام اس

چــــــــــايت را تلــــــــخ ننـــــــــوش،

كافي ســـــــــــــــت صــــــــــــدايم كني…

تا تمام قــــــــــندهاي دلــــــــــم را برايت آب كـــــــــــــــنم…

دسته ها : دلنوشته ها
چهارشنبه 1393/5/29

قبول دارم كه مرد واسه دلتنگي ها. . .
غصه ها و ناراحتيا. . .

اشك نميريزه و قدم ميزنه. . .

اما اگه زني دلتنگ بشه. . .

طولاني ترين خيابان شهرو. . .

قدم ميزنه و گريه ميكنه. . .

خيابون تموم ميشه. . .

اما دلتنگي هاي اون نـــــــــــــــــه. . .(!)

دسته ها : دلنوشته ها
چهارشنبه 1393/5/29

بيشمارند آنهايي كه نامشان آدم است...
ادعايشان آدميت...
كلامشان انسانيت...
رفتارشان صميميت...
حال، من دنبال يكي ميگردم كه...
نه آدم باشد...
نه انسان...
نه دوست و رفيق صميمي...
تنها صاف باشد و صادق...
پشت سايه اش خنجري نباشد براي دريدن...
هيچ نگويد...
فقط همان باشد كه سايه اش ميگويد....
صاف و يكرنگ
....


دسته ها : دلنوشته ها
سه شنبه 1393/4/31
هيچ شباهتي به يوسف ندارم...

نه رسولم، نه زيبايم، نه براي كسي عزيزم،‌ نه چشم به راهي دارم...

فقط...در " چاه " افتاده ام

دسته ها : دلنوشته ها
شنبه 1393/2/20
خسته ام خسته...

فقط نپرس چرا؟؟؟؟

بايد تك تك آرزوهايت بر بادرفته باشد

تا بداني وقتي مي گويم خسته ام   

   يعني چه .....

دسته ها : دلنوشته ها
شنبه 1393/2/20
همه روز روزه بودن ، همه شب نماز كردن 
همه ساله از پي حج سفر حجاز كردن
شب جمعه ها نخفتن به خداي راز گفتن 
ز وجود بي نيازش طلب نياز كردن
پي طاعت و زيارت به نجف مقيم گشتن 
به مضاجع و مراقد سفر دراز كردن
به مساجد و معابد همه اعتكاف جستن 
ز ملاهي و مناهي همه احتراز كردن
به خدا قسم كه كس را ثمر آن قدر نبخشد 
كه به روي مستمندي در بسته باز كردن  
دسته ها : دلنوشته ها
دوشنبه 1393/1/18
دردهايت را دورت نچين كه ديوار شوند.زيرپايت بچين كه پله شوند... هيچوقت نگران فردايت نباش .خداي ديروز و امروزت فرداهم هست ... مااولين دفعه است كه تجربه بندگي داريم ولي او قرنهاست كه خداست ...
دسته ها : دلنوشته ها
يکشنبه 1393/1/17
آيين عشق بازي دنيا عوض شده است
يوسف عوض شده است،زليخا عوض شده است

سر همچنان به سجده فرو برده ام ولي

در عشق سالهاست كه فتوا عوض شده است

خو كن به قايقت كه به ساحل نمي رسيم

خو كن كه جاي ساحل و دريا عوض شده است

آن باوفا كبوتر جلدي كه پر كشيد

اكنون به خانه آمده اما عوض شده است

حق داشتي مرا نشناسي به هر طريق

(من همچنان همانم) و دنيا عوض شده است
دسته ها : دلنوشته ها
شنبه 1393/1/16
دست عشق از دامن دل دور باد!
مي توان آيا يه دل دستور داد؟ 

مي توان آيا به دريا حكم كرد

كه دلت را يادي از ساحل مباد؟ 

موج را آيا توان فرمود:ايست!

باد را فرمود:بايد ايست؟

 آنكه دستور زبان عشق را

بي گزاره در نهاد ما نهاد 

خوب مي دانست تيغ تيز را

در كف مستي نبايست مي داد...
دسته ها : دلنوشته ها
شنبه 1393/1/16
به خدا حافظي تلخ تو سوگند نشد

كه تو رفتي ودلم ثانيه اي بند نشد

 با چراغي همه جا گشتم وگشتم در شهر

هيچ كس هيچ كس اينجا به تو مانند نشد 

هر كسي در دل من جاي خودش را دارد

جانشين تو در اين سينه خداوند نشد 
دسته ها : دلنوشته ها
شنبه 1393/1/16
شادم تصور مي‌كني وقتي نداني

لبخندهاي شادي و غم فرق دارند...

دسته ها : دلنوشته ها
شنبه 1393/1/16
باد مشتي ورق از دفتر عمر آورده است

عشق سرگرمي سوزاندن اين اوراق است...

دسته ها : دلنوشته ها
شنبه 1393/1/16
به جاي سرزنش من به او نگاه كنيد
دليل سر به هوا گشتن زمين ماه است... 
دسته ها : دلنوشته ها
شنبه 1393/1/16
اگر شادي سراغ از من بگيرد جاي حيرت نيست    

  نشان مي‌جويد از من تا نيايد اشتباه اينجا . . . 

دسته ها : دلنوشته ها
شنبه 1393/1/16
خيانت غيرت عشق است وقتي وصل ممكن نيست             
        چه آسان ننگ مي‌خوانند نيرنگ زليخا را . . .
دسته ها : دلنوشته ها
شنبه 1393/1/16
بعد يك عمر قناعت دگر آموخته ام

عشق گنجي است كه افزوني اش از انفاق است...

دسته ها : دلنوشته ها
شنبه 1393/1/16
بايد اين آيينه را برق نگاهي مي شكست              پيش از آن ساعت كه از بار غباري بشكند... 
دسته ها : دلنوشته ها
شنبه 1393/1/16
واقعا خستگي و غصه و ماتم دارد   

   زندگي در دل شهري كه تو را كم دارد... 

دسته ها : دلنوشته ها
شنبه 1393/1/16
بركه اي گفت به خود ماه به من خيره شده است              

    ماه خنديد كه من چشم به خود دوخته ام . . .

دسته ها : دلنوشته ها
شنبه 1393/1/16
جان مي دهم به آشتي، اما نگار من

با من كه عاشقم سخن از جنگ مي زند...

دسته ها : دلنوشته ها
شنبه 1393/1/16
قصه ي فرهاد دنيا را گرفت اي پادشاه 

   دل بدست آوردن از كشور گشايي بهتر است...

دسته ها : دلنوشته ها
شنبه 1393/1/16

كاش هرگز نمي ديدم تورا ..كاش انتهاي اميد زندگي مي توانستم فراموشت  

  كنم .. يا شبي چون آتش سوزان دل در فراز سينه خاموشت كنم ... كاش  

 چون  خواب گريزان از ديده ام  نيمه شب ها ياد رويت مي گريخت .. مرغ دل  

  افسرده حال و بسته پر ..از ديار آرزويت مي گريخت ...كاش از باغ خوش روياي 

   تو  دفتر انديشه ام پر مي گرفت ..فارغ از  انديشه ي هجران وصل .. زندگي  

  بي  عشقت از سر مي گرفت ...كاش احساس نياز ديدنت از وجودم چون  

  وجودت پر مي گرفت در دلم آتش نمي زد آن نگاه ..كاش آن شب چشم هايم  

  كور بود..كاش آن شب در گلستان خيال..اي گل وحشي نمي چيدم تو راتا  

  نسوزم در خزان آرزوها....................... كاش هرگز نمي ديدم تو را... 

دسته ها : دلنوشته ها
جمعه 1393/1/15

چه خبر از دل تو ؟   

نفسش مثل نفسهاي كوچك دل من مي گيرد ؟   

يا به يك خنده ي چشمان پر از ناز كسي ميميرد ؟   

چه خبر از دل تو ؟    

دل مغرور تو هم مثل دل عاشق من مي گيرد ؟   

مثل رؤياي رسيدن به خدا ..... همه شب تا به افق   

دل من نيز آزادگي قلب تو .... پر مي گيرد ؟  

چه خبر از دل تو ؟

دسته ها : دلنوشته ها
جمعه 1393/1/15

وضع امسال مرا خوب به هم ريخته اي  

 

                                                جان تو حال مرا خوب به هم ريخته اي

 

بي تو با خلوت خود ساخته بودم حتي ...

 

                                               خلوت كال مرا خوب به  هم ريخته اي

  

من ود رگيرسكون بودن و اوجي تا هيچ

 

                                 جرات بال مرا خوب   به هم ريخته اي

 

به سرم زد ......كه تفال بزنم بر حافظ

 

                                              راستي!!!فال مراخوب به هم ريخته اي

 

بعد عمري غزل بي سروسامان گفتن

 

                                              غزل لال مرا خوب به  هم ريخته اي..........

  

                                                          جان تو.. حال مرا خوب به  هم ر يخته اي

دسته ها : دلنوشته ها
پنج شنبه 1393/1/14

اي معني انتظار يك لحظه ي بيست  20....

   ديوانه شدن به خاطرت كافي نيست ......... 

 

       يك لحظه بايست و..يك جمله بگو..... 

                               تكليف دلي كه عاشقش كردي چيست...!؟؟؟؟؟؟!؟؟ ؟؟

دسته ها : دلنوشته ها
پنج شنبه 1393/1/14

نگاهم كه كردي دلم پر گرفت  

                                    دلم غربت زنگ آخر گرفت

 

نگاهم كه كردي سكوتم شكست

                                درون دلم عشق.... گويي نشست

 

نگاهم كه كردي زمان صبر كرد

                                    نگاه دلم را.... پرازابر كرد

 

وبعداز نگاه تو باران گرفت

                                          وعشقي درون تنم جان گرفت

دسته ها : دلنوشته ها
پنج شنبه 1393/1/14
هنوزم تو تك تك ثانيه ها

به تو فكر ميكنم

هرچند فراموش شدم...

دسته ها : دلنوشته ها
پنج شنبه 1393/1/14

امام حسين بيشتر از آب تشنه لبيك بود اما افسوس كه به جاي افكارش زخمهاي تنش را نشان ما دادند و بزرگترين دردش را بي آبي معرفي كردند.


دسته ها : دلنوشته ها
سه شنبه 1393/1/12

وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغها مي كند پرهايش سفيد مي ماند، ولي قلبش سياه ميشود. دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است

دسته ها : دلنوشته ها
سه شنبه 1393/1/12

يه روزي بهم ميگفتي واسه من سنگ صبوري

نميذارم كه برنجي ازغم و غصه ي  دوري


چي شداون حرفاي خوبت كه توگوش من ميخوندي

چي مي شد اگه تا آخر پاي زندگيم  ميموندي


چه روزاي خوبي داشتيم ما ميرفتيم زيربارون

تو دلم بلند ميگفتم تويي  واسم گنج  قارون


ولي حيف گذاشتي رفتي من وتنها باخيالم

ندارم دوباره گنجي كه بخوام بهش ببالم


ميگذره تمام روزا واسه من مثل يه كابوس

گم شدم  توي سياهي تنهايي  بدون فانوس


چي ميشدپيشم ميموندي ميشدي فانوس راهم

بد جوري تو پا گذاشتي روي قلب بي گناهم


بخدامي بخشمت من تورو بااون دل سنگت

هرجا هستي به سلامت بگذره عمر قشنگت

دسته ها : دلنوشته ها
يکشنبه 1393/1/10

  چشمان زيباي تورا من قــاب كردم 
 خـود رابـراي ديدنـــت بي تــــاب كـــردم

 

  مست نگاهت بودم وازشوق ديدار      

چشمان خودرامن به سختي خواب كردم

 

  ديشب تمام شعرهايم را سـرودم       

تقــديم رخســــار تـــو و مهتــاب كــــردم

 

  وصف تو اين شعرمرا بس دلربا كرد    

  بااســم تو شـــعر خودم را نــــاب كــــردم

 

دسته ها : دلنوشته ها
يکشنبه 1393/1/10

چندروزي ميـشودروزم زغالي گشته اســـت

 

ظرف چيـني دلم طــرح سفـالي گشته اســـت

 

 

خسته وبي تاب،ازفرداي خودجامانـده ام

 

روزگارم ناخوش وحالي به حالي گشته اسـت

 

 

من كه شعر ناب را سرلوحه ي خودداشتـم

 

كوزه ي احساس من يكباره خالي گشته است

 

 

بس كه تنهادر خيال خود شناور گشته ام

 

كار من نقاشي عشق خيــالي گشته اســـت

دسته ها : دلنوشته ها
يکشنبه 1393/1/10
گفتي كه تو را شوم مدار انديشه   دل خوش كن و بر صبر گمار انديشه  كو صبر و چه دل، كنچه دلش مي‌خوانند   يك قطره‌ي خون است و هزار انديشه  
دسته ها : دلنوشته ها
شنبه 1393/1/9
X